loading...

ارتعاش مثبت

در این مقاله با ماهیت باورها، نحوه شکل گیری و نحوه تغییر باورهای منفی آشنا می شوید

بازدید : 19
جمعه 12 اسفند 1401 زمان : 13:17

بیشتر افکاری که فکر می کنیم درست نیستند. اصلا درست نیست

در دوران ابتدایی، معلم ریاضی من یک بار به من گفت:

"شما کمترین نمرات را در بین همه دانش آموزان من در این مدرسه دارید."

با وجود اینکه این اتفاق تقریباً دو دهه پیش رخ داد، من هنوز مکان دقیق وقوع آن، آنچه را که پوشیده بودم و زمان روز (درست بعد از ناهار) را به یاد دارم. این خاطره خیلی برای من تاثیرگذار بود. در ذهنم چیزی که شنیدم معلم ریاضیم می گفت این بود: "تو یک شکست خورده ای."

این باور که من احمق هستم بسیار ملموس بود. من معتقد بودم که گنگ هستم و قادر به غلبه بر آنچه در زندگی می خواهم نیستم. چگونه می توانستم؟ من بدترین دانش آموز در تمام کلاس های ریاضی مدرسه ام بودم.

از دوران کودکی، یادم می آید که مادرم چقدر مرا با پسرعموها و همسایه هایم مقایسه می کرد. مقایسه‌هایی مانند «تو باید بیشتر شبیه او باشی»، حتی اگر نیت آنها خیر باشد، می‌تواند نتایج سختی را در بزرگسالی به همراه داشته باشد.

آیا این وقایع همه کارهایی را که من در طول بزرگسالی انجام دادم تحت تاثیر قرار می دهد؟ بدون تردید. اما این موضوع ادامه داشت تا زمانی که تشخیص دادم من کسی بودم که این باور را ایجاد کردم و آن را به سیم کشی درونی خود در ضمیر ناخودآگاهم تبدیل کردم.

همه ما سیم کشی داخلی خود را داریم.

این بدان معناست که همه ما باورهای اصلی خود را داریم که از افکاری که همیشه و هر روز با خود مرور می کنیم ساخته شده است. افکاری که مانند یک نوار شکسته در پس زمینه ذهن ما بازی می کنند. و ما همیشه، بدون هیچ سوالی، به آن اعتقاد داریم.

فکر چیست؟

دانشمندان علوم اعصاب فکر را به عنوان تعامل میلیاردها نورون در یک لحظه تعریف می کنند. نورون ها مواد شیمیایی را برای برقراری ارتباط بین یکدیگر مبادله می کنند. دکتر جو دیسپنزا، عصب شناس و مدرس، می گوید که مغز ما تقریباً صد میلیارد نورون دارد. اگر صد میلیارد ورق کاغذ برداریم و روی هم انباشته کنیم، ارتفاع آنها به حدود 8047 کیلومتر (5000 مایل) می رسد. این تقریباً فاصله بین گویان تا آلمان است. چشمگیر است، درست است؟

اگر در وب جستجو کنید "چه تعداد فکر در طول روز از ذهن ما میگذرد"، نتایج غیررسمی را خواهید دید که ادعا می کنند روزانه 80000 فکر داریم. سایر مطالعات علمی نشان می دهد که ما ممکن است بین 4000 تا 5000 را در 16 ساعت تجربه کنیم (با توجه به اینکه ما هشت ساعت در روز می خوابیم). با این حال، این هنوز یک موضوع پیچیده برای بحث است.

واقعا فکر چیست؟

ما می دانیم که همیشه افکار زیادی در ذهن ما وجود دارد، اما هنوز یک سفر طولانی وجود دارد تا به وضوح بفهمیم که افکار ما از کجا می آیند و در یک روز چند نفر از ذهن ما عبور می کنند.

تا زمانی که به آنجا برسیم، آنچه تاکنون می دانیم این است که امواج یا حلقه های بی شماری از افکار در سر ما می آیند و می روند. ما نمی توانیم همه آنها را کنترل کنیم. اگر به افکار خود دقت کنید، متوجه می شوید که اکثر آنها بی فایده و غیر واقعی هستند.

به طور کلی، ما حتی متوجه بیشتر افکار خود نمی شویم. بیشتر آنها همان افکاری است که دیروز و روز های قبل یا سالهای قبل هم داشتیم. کلماتی که در ذهن خود تکرار می‌کنیم، خاطراتی که مدام به آن‌ها برمی‌گردیم، نظرات تصادفی، پاسخ‌ها، پرسش‌ها، و بسیاری از افکار و خیال‌پردازی هایی که زمان و مکان را از ما میگیرد.

شاید هنوز چیز زیادی در مورد افکار ندانیم. اما مطمئناً این را می دانیم:

ما واقعیت خود را با افکاری که همیشه و هر روز به آن فکر می کنیم می سازیم. افکار ما به ما دیکته میکنند که چه تصمیماتی بگیریم.

بنابراین به راحتی می توان فهمید که چگونه داشتن یک زندگی شاد متکی به یافتن افکاری است که برای ما مفید هستند. نه افکاری که علیه ما هستند. افکاری که هر روز از ذهن ما می گذرند همانهایی هستند که سیم کشی داخلی ما را ایجاد می کنند. به عبارت دیگر، باورهای اصلی ما را می سازند.

کار ما این است که باورهای اصلی را پیدا کنیم. همانهایی که زندگی ما را به بن بست می کشاند و آنها را تغییر دهیم.

باور اصلی چیست؟

باورهای اصلی، تنها پیش‌فرض‌های ریشه‌دار ما درباره خود، دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم و دیگران هستند. آنها نتیجه تجربیات تأثیرگذاری هستند که، عمدتاً از دوران کودکی ما نشات می گیرند. اگر تجارب تأثیرگذار زیادی داشته باشیم، به احتمال زیاد باورهای اصلی خود را ریشه دارتر کرده و شکستن آنها سخت تر است.

باورهای اصلی به سادگی افکاری هستند که به طور مکرر به آن فکر می کنید. با انجام این کار، به مرحله ای می رسید که ضمیر ناخودآگاه شما آنها را تحت کنترل خود در می آورد و شروع به در نظر گرفتن آنها به عنوان حقیقت مطلق می کند. وقتی این اتفاق می افتد، باورهای اصلی شما به صورت ناخودآگاه زندگیتان را تحت تاثیر قرار می دهند. شما به سادگی فکر می کنید "من اینطور هستم".

باورهای اصلی ما می توانند ما را فوق العاده موفق یا بدبخت کنند. چرا؟ چون 90 درصد مواقع ما را کنترل می کنند. به طرز متناقضی، ما آنها را کنترل می کنیم همانطور که آنها ما را کنترل می کنند. اما ما می توانیم این را تغییر دهیم.

چگونه؟

با کانالیزه کردن افکار و مسئولیت پذیری در قبال محتوای ذهنی خود، که باورهای اصلی ما را قوی تر می کند.

چگونه یک باور اصلی را تشخیص دهیم

یک باور اصلی اغلب با "من..." یا "من هستم..." شروع می شود.

آنها می توانند منفی یا مثبت باشند، اما در این مقاله، ما بر روی موارد منفی تمرکز می کنیم، زیرا آنها مواردی هستند که برای ما کار نمی کنند.

نمونه هایی از باورهای اصلی منفی عبارتند از:

من به اندازه کافی خوب نیستم. یک شکست خورده؛ بازنده؛ یک ناتوان / همه از من بهترند. / من هرگز موفق نخواهم شد.»

"من بد هستم. / من لیاقت هیچ چیز را ندارم. / هر کاری که می کنم اشتباه است.»

من دوست داشتنی نیستم. نامطلوب؛ غیر جذاب؛ زشت.»

"همه چیز تقصیر من است. / من هیچ وقت درست نمی فهمم.»

"اگر به کسی نزدیک شوم صدمه می بینم. / به مردم نمی توان اعتماد کرد.»

«زندگی هیچ فایده ای ندارد. / دنیا ناعادلانه است.»

قبل از اینکه ادامه دهیم، اجازه دهید در مورد چیزی خیلی واضح بگوییم: این تقصیر شما نیست که این باورهای اصلی منفی را دارید. آنها به این دلیل وجود دارند که چیزی یا کسی باعث شده است که چنین باوری داشته باشید.

بسیاری از ما فکر می کنیم که سرنوشت ما همین است و باید تا آخر عمرمان همینطور باشیم، در حالی که در واقع با انتخاب نکردن افکارمان اینگونه زندگی می کنیم. تکرار میکنم:

انتخاب افکارمان

آیا می توانم باورهای اصلی خود را تغییر دهم؟

کاملا. اما شما باید در اعماق شیرجه بزنید.

شما باید درک کنید که در وهله اول چه چیزی باعث ایجاد و شکل دادن به باورهای اصلی شما شده است. شما باید آنها را به ذهن خودآگاه خود بیاورید. کاری که ما در اینجا می خواهیم انجام دهیم این است که ناخودآگاه را آگاه کنیم.

یافتن باورهای اصلی

برای یافتن باورهای اصلی خود، باید از آنچه ما را ناراحت می کند آگاه باشیم. هر زمان که از چیزی ناراحت می شویم، فرصت بسیار خوبی داریم تا بفهمیم چه چیزی در ضمیر ناخودآگاه ما پنهان شده است.

به عبارت ساده، وقتی متوجه شدید که ناراحت هستید، این دو کار را انجام دهید:

  1. توجه کنید که چه چیزی شما را ناراحت می کند.
  2. چند لحظه مکث کنید و شروع به زیر سوال بردن دلایلی کنید که باعث ناراحتی شما می شود.

حالا بیایید به معلم ریاضی و مادرم برگردیم، که باعث شد باور کنم یک شکست خورده هستم.

هر بار در طول زندگی بزرگسالی ام، وقتی کسی به هر نحوی از کار من انتقاد می کرد، فرو می ریختم. آنقدر عمیقاً آزرده و غمگین می شوم که باعث می شود همه چیز در مورد کار، مهارت ها و... ارزش خود را زیر سوال ببرم.

نه تنها به خودم شک می‌کردم، بلکه خودم را متقاعد می‌کردم که کسی که از کار من انتقاد می‌کرد کاملاً درست می‌گفت.

همانطور که شروع به درک باورهای اصلی کردم، در نهایت توانستم ببینم همه اینها از کجا می آید. بنابراین به جای اینکه هر بار که از کارم ناراحت می شدم، فرو بریزم، در برابر آن احساس اقدامی انجام نمی دهم. سپس، چند سوال از خودم می‌پرسم تا به این باور اصلی که مرا عقب نگه می‌دارد برسم.

می پرسم: "چرا این من را ناراحت می کند؟"

و پاسخ دهید: "چون کار من مورد انتقاد قرار می گیرد."

و دوباره بپرسید: "چرا کار من مورد انتقاد قرار می گیرد؟"

و پاسخ دهید: "چون من کار اشتباهی انجام دادم."

و دوباره بپرسید: "چرا کار اشتباهی انجام دادم؟"

و پاسخ دهید: "چون من خنگ هستم."

و دوباره بپرس: "چرا من خنگم؟"

و پاسخ دهید: «چون من یک شکست خورده هستم. من به اندازه کافی خوب نیستم.»

- اوریکا

اینجوری میشه به اصل اعتقاداتت رسید. مثل لایه های پیاز، هنگامی که پوست آنها را می گیرید.

همه اینها از چیزی بود که برخی از مردم به من گفتند و تأثیر زیادی در دید من از خودم ایجاد کرد. من عمداً سیم‌کشی داخلی‌ام را طوری برنامه‌ریزی کردم که فکر کنم هرگز به خوبی دیگران نخواهم بود، مهم نیست که چه کار می‌کنم.

باور اصلی منفی خود را با یک باور مثبت جایگزین کنید

زمانی که متوجه شدم یکی از باورهای اصلی من این است که "من به اندازه کافی خوب نیستم"، به خودم می گویم که این باور اصلی یک حقیقت مطلق نیست و بلافاصله آن را با یک باور مثبت جایگزین می کنم. یکی که برای من کار مفیدتر است.

باورهای اصلی منفی را به منظور یافتن بهترین جایگزین کنکاش میکنیم.

به خاطر داشته باشید که نه تنها باید یک باور اصلی جدید و مثبت، بلکه یک باور واقعی را نیز انتخاب کنید. این به این دلیل است که به خودتان چیزهایی مانند این را بگویید:

"به همه مردم می توان اعتماد کرد."

"دنیا امن ترین مکان است."

"من می توانم همه چیز را کنترل کنم."

"من بهترین کسی هستم که روی این سیاره زندگی می کنم."

ممکن است کمی غیر واقعی به نظر برسد.

نتیجه یک باور اصلی غیر واقعی، حتی اگر مثبت باشد، این است که شما آنقدر آن را باور نخواهید کرد. این به شما کمک نمی کند که باور اصلی منفی خود را تغییر دهید. بنابراین کلمات خود را تا حدی انتخاب کنید که به آنها باور داشته باشید.

اکنون، هنگامی که باور اصلی جدید و مثبت خود را پیدا کردید، می خواهید آن را قوی تر کنید. هر بار که از چیزی ناراحت شدید این کار را انجام خواهید داد. و سپس، شما فقط 1. توجه کنید که چه چیزی شما را ناراحت می کند، و 2. مکث کنید و شروع به زیر سوال بردن دلایلی کنید که باعث ناراحتی شما می شود.

به زودی دلایل و تجربیات بیشتری خواهید یافت که باورهای اصلی مثبت شما را ثابت می کند. آنها را قدرتمندتر و ریشه دارتر در ضمیر ناخودآگاه خود خواهید کرد. شما آنها را مال خود خواهید کرد.

در نهایت، پس از درک ریشه‌های باورهای اصلی منفی‌ام، دیگر تردید و خرابکاری در خودم را متوقف کردم.

واضح بود که چه چیزی مانع از تبدیل شدن من به آن کسی می شد که می خواستم باشم. حالا روی صندلی جلوی ضمیر ناخودآگاهم نشسته بودم.

با این گفته، برای شما چیزی جز بهترین ها آرزو نمی کنم.

چیزی که می‌خواهم از این مقاله متوجه شوید این است که هر یک از ما یک نوار مدام در پشت سرمان پخش می‌شود. این نوار پر از افکاری است که ما بیشتر به آنها توجه می کنیم. ما گوش می دهیم و این افکار را به عنوان حقایق اساسی در درون خود نگه می داریم.

به این فکر کنید که اگر مدام در مورد خود فکر کنید چه احساسی خواهید داشت و چه کسی خواهید شد. درک کنید که خودگویی و افکار شما مهم هستند.

شما می توانید با خودتان در مورد هر چیزی صحبت کنید یا از آن صحبت کنید. راهی برای خروج وجود دارد و من شک ندارم که شما می توانید آن را انجام دهید.

برچسب ها باور ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 15
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه